تبلیغات
راه رهایی ، خردگرایی - نگاهی دیگر بر جواز خشونت فیزیکی علیه زنان در قرآن
راه رهایی ، خردگرایی
نتوانستم فریاد بزنم سكوت کردم

یکی از مسائلی که این روزها بیشتر از دیروز چالشی برای فقه اسلامی شده است و بحثهای متعددی را در جامعه و رسانه ها ایجاد کرده مساله حقوق زنان در اسلام است. اما در این میان شاید یکی از بحث برانگیزترین این مسائل جواز خشونت فیزیکی علیه زنان برای شوهر در شرایط خاص باشد که آیه سی و چهارم سوره نسا را شاهد بر آن می آورند. نکته اول قبل از ورود به بحث آن است که در قرآن تنها در همین آیه است که به این مساله اشاره دارد و در هیچ آیه دیگری از قرآن نشانه ای از این مساله نمی توان یافت. خداوند در انتهای این آیه می فرماید :

وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا

یعنی زنانی که از نافرمانی آنان بیم دارید ابتدا پندشان دهید و از ایشان در بستر دوری کنید  و سپس می رسیم به کلمه اضْرِبُوهُنَّ که غالب مفسران آن را به معنای تنبیه بدنی معنا کرده اند . آنگاه مفسران برای توجیه این آیه چه زحماتی که متقبل نشده اند. مثلا آقای قرائتی در تفسیر این آیه فرموده بودند مرد باید با چیزی شبیه چوب مسواک بر دست زن بزند به گونه ای که کبود نشود که دستاویز بسیاری از برنامه های طنز در روزهای اخیر شده است یا در تفسیر نمونه آمده است که به لحاظ روانشناسی برخی زنان دارای بیماری خاصی هستند که از آزار بدنی لذت می برند در واقع به زبان فرهنگ عامه می خواهد بگوید که برخی زنان تنشان می خارد. عین عبارت تفسیر نمونه در این آیه به اینگونه است:

" روانكاوان امروز معتقدند كه جمعى از زنان داراى حالتى بنام آزارطـلبـى  هـسـتـنـد و گـاه كه این حالت در آنها تشدید مى شود تنها راه آرامش آنان تـنـبـیـه مـختصر بدنى است ، بنابر این ممكن است ناظر به چنین افرادى باشد كه تنبیه خفیف بدنى در موارد آنان جنبه آرام بخشى دارد و یك نوع درمان روانى است." ...رک تفسیر نمونه جلد سوم صفحه 415

همانطور که مشاهده می شود این توجیهات آنقدر یخ و بی مزه است که نه تنها مساله ای را حل نمی کند که حتی ممکن است حریم قدسی قرآن را وارد فضا طنز و استهزا دیگران کند. اما به واقع سوال اینجاست آیا این تنها تفسیری است که می توان از این آیه انجام داد؟ آیا به واقع کلمه اضْرِبُوهُنَّ در این آیه به معنای تنبیه فیزیکی است؟ قبل از پاسخ به این سوال باید نکته ای یادآوری شود و آن اینکه هر آیه از قرآن را باید در یک مجموعه و در اتصال با آیات قبل و بعد معنا کرد به اصطلاح فنی مفسرین باید معنای هر کلمه به گونه ای باشد که با سیاق آیه هماهنگ باشد. و باید توجه کرد که خود قران هم توجه داده است که برخی آیاتش می تواند باعث گمراهی عده ای شود همچنان که در آیه هفتم سوره آل عمران می فرماید :  برخی از گمراهان و بیماردلان كه درصدد توجیه رفتارهای ناپسند خود هستند به ظاهرِ این آیات استناد می‌كنند حال آن‌كه استناد به ظاهر این آیات موجب فساد و گمراهی خواهد شد.

در مورد کلمه ضرب حقیقت آن است که  این واژه (ضَرْب) در قرآن حدود 10 بار به كار رفته شده كه معانی آن در همه جا یكسان نیست بلكه دست كم در قرآن برای آن پنج معنای متفاوت وجود دارد: قرار دادن و وضع كردن، مقرر نمودن، چشم پوشی و نادیده گرفتن و روی برگرداندن و دوری گزیدن .

بنابر این « کتک زدن » فقط یکی از معانی « ضرب » است و ما برای اینکه مشخص کنیم در هر گزاره ای کدام معنا آمده باید به قرائن و شواهدی که در خود جمله وجود دارد مراجعه نمائیم . و شواهد و قرائن موجود در این آیه تردیدی با قی نمی گذارد که « ضرب » در اینجا ، به معنای کتک زدن نیست ، بلکه به معنای « دوری گزیدن » است که در عربی به معنای  إعراض  و  إجتناب است.

آیت الله عباس حسینی قائم مقامی از اساتید حوزه علمیه قم در باره این آیه می نویسد : "روح کلی و سیاق و زبان این آیه هرگز به ما اجازه نمی دهد که ضرب را به زدن ترجمه کنیم . چرا که می فرماید اگر زنان بی دلیل حقوق همسر خود را نادیده گرفتند و از وظایف همسری عدول کردند ( نشوز ) اول آنها را موعظه کنید ( موعظه به معنای  بیان با لطف و محبت است ) سپس از آنها روی برگردانید آنهم نه حتی جدا بخوابید و ترکشان کنید چون فرموده ( فی المضاجع ) یعنی در همان بستر مشترک روی برگردانید تا ناراحتی و اعتراض شما را متوجه شوند . بعد مرحلهء بعدی چیست ؟ طبیعی است که مرتبه بعدیِ اعتراض ، جدا شدن و دورشدن از بسترمشترک است . کدام عقل سلیم این درجه بندی را می پذیرد که یکباره بعد از این دو مرحله که ظریف ترین نوع برخورد و تعامل عاطفی را پیشنهاد کرده ، ناگهان خداوند بگوید بزنیدشان ؟! ما چه حقی داریم که این معنی را به قرآن تحمیل کنیم ؟"

اما اگر از سوی دیگر به آیه بعدی این آیه مراجعه کنیم این معنا واضحتر می شود خداوند می فرماید اگر از جدایی میان زن و شوهر بیمناک بودید یک داور از خانواده مرد و یک داور از خانواده زن به این اختلافات رسیدگی کنند. در آیه بعدی سخن از جدایی میان زن و شوهر است که نشان می دهد اگر آن جدایی که در آیه قبل مد نظر بود به اصلاح نیانجامید آنگاه داوری تعیین شود. ثانیا داور تعیین کردن در زمانی معنی می دهد که دو نفر از یک توان و نیرو و اختیار برخوردارند به گونه ای که اختیارات یکی بر دیگری نمی چربد که بتواند با زور او را وادار به پذیرش کند لذا نیاز است که میان آنها داوری شود. لذا اگر منظور زدن زن باشد داوری چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آیه هفتاد و یک سوره توبه با این سیاق سازگار است آنجا که خدا می فرماید : مردان و زنان باایمان، دوستان یک‌دیگرند. هم‌دیگر را به کارهای پسندیده وامی‌دارند و از انجام کارهای ناپسند بازمی‌دارند 

از این روی است که خانم دکتر لاله بختیار شاگرد پروفسور سید حسین نصر هم در ترجمه ای که از قرآن اخیرا به زبان انگلیسی انجام داده اند بر همین مساله تاکید کرده اند و دلایل خود را در مصابحه ای که با نیویورک تایمز انجام داده اند بیان کرده اند.

برای حسن ختام این بحث حدیثی از پیامبر نقل شده است که ابن سعد در طبقات آن را آورده است که زمانی که زنی از شوهرش کتک خورده بود نزد ایشان آمد، پیامبر فرمود :

چگونه یکی از شما همسرش را مانند بردگان کتک می زند و سپس در روزی دیگر در آغوشش می گیرد و با او معاشقه می کند و از این عمل خود حیا هم نمی کند؟




طبقه بندی: آموزشی،  حکیمانه،  فرهنگی، 
نظر فراموش نشه. به چه مطالبی نیاز دارید؟