تبلیغات
راه رهایی ، خردگرایی - تو و من
راه رهایی ، خردگرایی
نتوانستم فریاد بزنم سكوت کردم
نوشته شده در تاریخ 1390/06/20 توسط احسان شمشیری | دیدگاه شما ()

 تو به شفافی شبنم روی برگا

من مثه یه برگه زردی كه می افته از درختا

تو مثه طراوت گل های نرگس

روی قلبم من نوشتم :

بی تو هرگز !

تو مثه ستاره ای که توی شب های سیاهم

می درخشی و می شی جون پناهم

تو مثه طراوت گل های پونه

چرا رفتی از برم ؟

ای دیوونه !

تو مثه یه تیكه ابری توی آسمون آبی

پاک و ساده مثه رویا مثه خوابی

بگو یکبار، آره یکبار، برمی گردی

یا هنوزم بی تفاوت

یخ و سردی !

بین من و تو فاصله غوغا می كنه

یاد حرفهای قشنگت منو رها نمی كنه

تو منو گذاشتی رفتی، توی روزگار وحشی

توی كوچه های غربت، دنبالم حتی نگشتی

 




طبقه بندی: شعر،  عاشقانه، 
نظر فراموش نشه. به چه مطالبی نیاز دارید؟