تبلیغات
راه رهایی ، خردگرایی - حقه بازی
راه رهایی ، خردگرایی
نتوانستم فریاد بزنم سكوت کردم
نوشته شده در تاریخ 1390/06/17 توسط دانشجویی جهانگردی | نظرات ()
 
چهار دانشجو در شب امتحان به جای درس خواندن خوش گذرانی کردند و درس نخواندند و تصمیم گرفتند حقه ای به استاد بزنند تا امتحان ندهند تا اینکه روز امتحان فرا رسید و این چهار تن لباسهای خود را پاره کردند تا حقه ی خود را طبیعی تر نشان دهند و دست و صورت خود را سیاه کردند و رفتد پیش استاد و این چنین بیان کردند :                                                  

ما دیشب به یک عروسی در خارج از شهر دعوت بودیم تا اینکه موقع برگشتن یکی از لاستیکهای ماشین پنجر شد و خودمان را به زور به شهر رساندیم و برای همین نتوانستیم درس بخوانیم ، استاد گفت : عیبی ندارد سه روز دیگر خودتان را برای امتحان آماده کنید و از شما امتحان بگیرم .                                    

در این سه روز این چهار دانشجو به طور کامل درس را خواندند و به دانشگاه رفتند استاد گفت : شما چهار نفر هر کدام در یک کلاس امتحان میدهید و آنها هم که درس خوانده بودند قبول کردند امتحان دارای دو سوال بود :

1.نام و نام خانوادگی : (2 نمره )                                    

2.کدام لاستیک آن شب در جاده پنچر شده بود؟ (18 نمره )                   

1.لاستیک جلو سمت راست

2.لاستیک عقب سمت راست

3.لاستیک جلو سمت چپ

4.لاستیک عقب سمت چپ



نظر فراموش نشه. به چه مطالبی نیاز دارید؟